مصطفى محقق داماد

72

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

است . » پس مىتوان گفت كه گرچه اجماع به معناى اتّفاق كلّ علما و فقها بطور صريح در مسئله وجود ندارد ولى نسبت مخالفين در مقايسه با كسانى كه در عمل ، خبر واحد را معتبر مىدانسته‌اند بسيار اندك است . حجيّت خبر واحد از ديدگاه عقل - در اينجا يك اصطلاح وجود دارد كه بايد در مورد آن توضيح داده شود و آن سيرهء عقلاء است ؛ منظور اين است كه اگر در زندگى روزمره و عرف متداول روشى بين عقلاء مردم استقرار پيدا كرده و به آن عمل شده و همين روش و سيره نزد معصومين نيز جريان يافته و اتّفاق افتاده و لكن از ناحيه آنها ردّ و نهى و ردعى نسبت به آن صورت نگرفته ، پس با برقرارى يك قضيهء منطقى نتيجه مىگيريم كه اين روش نزد معصومين پسنديده و مرضيه بوده است . در اين مسئله بايد اولا محقّق شود كه رسم و روشى بين خردمندان و عقلاء زمان جارى بوده است و ثانيا معصومين در برخورد با آن ، رسم معمول را رد نكرده‌اند ؛ حال با اضافه كردن يك قضيّهء منطقى مبنى بر اينكه اين روش ، سيرهء عقلاء و مقبول آنهاست و معصوم نيز از جملهء عقلاء بلكه رييس عقلا است و رادع و مانعى از ناحيه او صادر نگرديده پس نتيجه مىگيريم كه معصوم نيز آن را قبول دارد . در اين رابطه ، در عرف متداول عقلا مىبينيم كه هرگاه كسى خبرى داد از او مىپذيرند و قبول مضمون خبر را منوط به كثرت ناقلين نمىكنند ؛ اين رسم متداول بين عقلا است و نتيجتا معصوم هم